خونه ای که با لباس عروس اومدم توش.
خونه ای که جای جاش برام یه خاطرست. خیلی دلم تنگ میشه.
دلم برای صابخونمون. برای اتاقاش. برای حیاطش. برای همه چیزش.
به علی گفتم باید با صابخونمون ارتباط داشته باشیم.
رفتیم خونه جدیدمون می خوام دعوتشون کنم برای شام :)
برچسب:
نویسنده: زهرا میرزایی